ارسال شده: 6/24/2010 - 0 نظر [ نظر ] - 0 تراک بک [ تراک بک ]

 

خواب دیدم با خداوند در ساحل رودخانه ای قدم می زنم.

نا گهان فراز ها و نشیب های صعودم در زندگی،

همچون برق و باد از جلوی دیدگانم عبور كرد.

نیك نگریستم؛

در فرودهای زندگیم،

هر كجا كه آسودگی و شادمانی و لذت بود،

دو رد پا بر ماسه ها مشاهده میشد.

اما در فراز های زندگیم،

هر كجا كه سختی و درد و رنج بود،

تنها یك رد پا می دیدم.

گفتم: " ای خدا!

قرار بود كه تو همواره با من باشی،

اما در هنگام مصیبت و بلا،

آنگاه كه سخت به تو محتاجم،

چرا تو با من نیستی؟

رد پایت را نمی بینم؟ "

خداوند لبخندی زد و گفت:

" آن زمان كه تنها یك رد پا می بینی؛

زمانی است كه من تو را در آغوش خویش حمل می كنم. "

خندیدم و گفتم : " و شاید من تو را در دل خویش! "

Delicious Digg Facebook Fark MySpace